Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘رند مصلحت سوز’ Category

چقدر دلگرم می شود آدم  وقتی چیزهایی که دوست دارد، عوض نمی شود …

خودت را با دوست داشتن آنها می شناسی؛

و دوباره بازمی یابی.

فرقی ندارد تو به آنها معنا می دهی یا آنها به تو .

یکتاییِ دوست داشتن هایت ،

حقیقت » تو» را در گذر سالها و سرزمین ها ،

جاودان و ممتاز می کند.

.

بهار دلنشین  – استاد غلامحسین بنان

Advertisements

Read Full Post »

BRAVE

بعضیا میگن سرنوشت انسان از قبل معین شده و انسان در آینده دخالتی ندارد ،اما من اینو بهتر از هر کسی میدونم که:
سرنوشت هر انسانی تو دستای خودشه، فقط باید به قدر کافی شجاع باشی تا بتونی اینو بفهمی…!

Brave-2012

MV5BMzgwODk3ODA1NF5BMl5BanBnXkFtZTcwNjU3NjQ0Nw@@._V1._SY317_CR0,0,214,317_

***

خطابِ پدر خانواده به مادر، بعد از دیدنِ فیلم :

– یادت باشد  بعد از این کیکی،غذایی چیزی تعارف ات کرد ، بیشتر دقت کنی!

 

Read Full Post »

شاه ماهی

نمی دانم یادتان هست یا نه؟یک سکانسی بود از فیلم آواز گنجشک ها که دبه ی ماهی قرمز ها ترکید وسط پیاده رو و همه ی ماهی ها پخش زمین شدند .لحظه هایی طولانی  و ماهی هایی که در هوای آب خودشان را به خالیِ اطراف می کوبیدند.بُهت را می شد از چشم بچه ها خواند.  کمی بعد تر که به خودشان  آمدند خواستند ماهی ها را بریزند توی دبه،اما ….دبه پاره شده بود.و اینجا وقت اش بود که یک «تصمیم» بگیرند.فکر می کنم پلانی که بچه ها با گریه ماهی های شان را به جوی آب می سپردند،یکی از زیبا ترین چیزهایی باشد که تا حالا دیدم.

اینکه تو گاهی مجبور می شوی ،آگاهانه دست به انتخاب بزنی برای «گذشتن» از چیزی که برایت مهم است،چون واقعا دوست اش داری.هرچقدر هم که گریه ات بگیرد یا بغض گلویت را فشار دهد،تسلیم نمی شوی.شاید حتی بمیری …

ولی مثل یک قهرمان، با یک شاه ماهی توی رودخانه کوچک ات!

Read Full Post »

-آقا ممنون،من سرِ «حافظ» پیاده می شم.

(نجوای درونی:آخه کدوم احمقی سرِ حافظ  «پیاده» میشه؟…جایی که تازه باید «سوار» شد؟…امممم؟ )

-آقا من پیاده نمی شم !

Read Full Post »

وقتی سایه ی پنجره روی پرده ها افتاد ساعت بین هفت و هشت بود و من دوباره پایبند زمان بودم و صدای ساعت را می شنیدم.این ساعت پدربزرگ بود و وقتی پدر آن را به من داد گفت،کونتین من بقعه همه امیدها و آرزوها را به تو می دهم.به طرز عذاب دهنده ای شایسته است که آن را برای تحصیل پوچی تجارت بشری به کار ببری که همانقدر به درد احتیاجات شخصیت بخورد که به درد احتیاجات پدرت یا پدر ِپدرت خورد.من این را به تو می دهم نه برای این که به یاد زمان باشی بلکه برای آن که بتوانی گاه و بیگاه زمان را فراموش کنی و تمام نفست را برای فتح آن حرام نکنی.گفت چون هیچ نبردی فتح نمی شود،حتی در نمی گیرد.میدان نبرد تنها ابلهی و نومیدی بشر را به رخش می کشاند و پیروزی خیال باطل فیلسوف ها و احمق هاست.

….

اگر آن زنگ زنگ سه ربع ساعت بود ،حالا بیش از ده دقیقه نمانده بود.یک تراموا تازه رفته بود و مردم منتظر تراموای بعدی بودند.من پرسیدم،ولی او نمی دانست یکی دیگر هم پیش از ظهر حرکت می کرد یا نه،چون آدم خیال می کرد که واگن ها بین شهرها.بنابراین اولی یک اتوبوس برقی بود .سوار دم.ظهر را می شود حس کرد.نمی دانم که حتی معدنچیان هم در شکم خاک.برای این است که سکوت می کشد:چون مردم عرق می ریزند،و اگر فقط به قدر کافی دور از عرقریزان صدای سوت را نمی شنوی و در عرض هشت دقیقه آنقدر عرقریزان در بوستون دور می شوی.

پدر می گفت یک نفر جمع بدبختی هایش است. پدر می گفت فکر می کنی که یک روزی بدبختی خسته می شود،ولی آن وقت زمان بدبختی توست.یک مرغ دریایی خود را روی یک سیم نامرئی که میان هوا کشیده بودند می کشید.تو نشانه ی عجز خود را به درون ابدیت میری.بعد بال ها بزرگ ترند پدر گفت فقط کیست که بتواند چنگ بنوازد.

بریده ای از کتاب خشم و هیاهو -ویلیام فاکنر-ترجمه ی بهمن شعله ور-نشر نگاه

Read Full Post »

که  بندد  طرف  وصل  از  حسن  شاهی / که با خود عشق بازد جاودانه؟

شعر به صورت استفهام انکاری است و اشاره به این معنی دارد که آن شاه، خداوند،عاشق ذات خویش است و از این  جهت کسی نمی تواند از عشق او به نصیبی برسد.بنابراین، در صورتی که عاشق او نباشی، او با حسن خود،خود عشق میبازد و از عشق ما مستغنی است.این  بیت نمودارعقیده  مذهب  اصحاب تجلی در عرفان اسلامی است.»مذهبی که خلقت جهان را بر اثر عشق خالق به ذات خویش میبیند «و  معتقد است  که خالق  جهان جمیل  بوده  و جهان  را خلق کرده تا جلوه جمال خود را در آینه جهان بیند.

ندیم  و  مطرب  و  ساقی  همه  اوست/ خیال آب و گل در ره بهانه

خداوند  عاشق  ذات  خویش  است  و  با توجه به مذهب اصحاب تجلی که می گویند خدا  آدم  را  از آب  و گل  خلق  کرده  تا انعکاس وجود خود را در چهره او ببیند، میگوید:این سخن بهانه ای  بیش  نیست. اگر درست نظر کنی، ندیم و مطرب و ساقی که در ظاهر مختلف به نظر میرسند،در حقیقت، همه اوست و خیال و وهم عینیاتی مثل آب و گل در راه او بهانه است

روی  خوبت  آیتی  از  لطف  بر  ما  کشف کرد/زان  زمان  جز  لطف  و  خوبی  نیست  در تفسیر ما

آیتی از لطف اشاره به آیات لطف و رحمت در قرآن دارد، در برابر آیات عذاب.می‌گوید  جمال  تو  که  خود نشانه‌ای از لطف و مهربانی پروردگار است چنان ما را تحت تأثیرقرار داد که همه آیات را از جنبه لطف و رحمت آنها تفسیر  می‌کنیم و نه از جنبه ترس و وحشت.جمال  معشوق  که  جایگاه  تجلی  ذات الهی است زیباست، پس همه آفریده‌ها را زیبا می بینم،و این اشاره به مذهب اصحاب تجلی دارد که جان را جلوه‌گاه ذات الهی می دانند.

Read Full Post »

گناه من چیست که این ساعت ها و حتی دقیقه ها هم

قصد جانم را کرده اند

دنگ ……دنگ…………….

اندکی درنگ به خاطر خـــــــــــــــــــــــــــــــدا

من محتاج لحظه ای هستم به بلندای ابدیت

Read Full Post »

Older Posts »